پــــرنــــــــــــــــــسس******خراط
تنگه دلم برای تو .. واسه تو پاره تنم
حالا که نیستی من شبا ... اسمتو رو صد تا ورق... مینوسم ... خط میزنم ....
وقتی تو کوچه ی بهار قدم زنون تنها میرم ..
وقتی تو پارک و نیمکتا تنهایی اروم میگیرم ...
دلم برات تنگ که میشه.... تورو کنارم میبینم ..
دقیقه ها دقیق شدن ثانیه ها نمیگذرن ...
هر روز غروب تو نیستی و غم ها به من سر میزنن ..
کاشکی میشد ببینمت بگم دلم تنگه برات..
بدجوری تنها موندم و... بدجوری تنها موندم و ...زخم زبونم میزنن ...........
من و تو افسانه بودیم ... فرقمون با قصه اینجاس..
تو منو هیچوقت نخواستی ... اما شاهزاده ی قصه... پسر فقیرو میخواست..
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۵/۲۶ ساعت 2:37 توسط دختر بارون
|
چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین