تنگه دلم برای تو .. واسه تو پاره تنم 

حالا که نیستی من شبا ... اسمتو رو صد تا ورق... مینوسم ... خط میزنم ....

وقتی تو کوچه ی بهار قدم زنون تنها میرم ..

وقتی تو پارک و نیمکتا تنهایی اروم میگیرم ... 

دلم برات تنگ که میشه.... تورو کنارم میبینم ..

دقیقه ها دقیق شدن ثانیه ها نمیگذرن ... 

هر روز غروب تو نیستی و غم ها به من سر میزنن ..

کاشکی میشد ببینمت بگم دلم تنگه برات..

بدجوری تنها موندم و... بدجوری تنها موندم و ...زخم زبونم میزنن ...........


من و تو افسانه بودیم ... فرقمون با قصه اینجاس..

تو منو هیچوقت نخواستی ... اما شاهزاده ی قصه... پسر فقیرو میخواست..