هــوس ســفــر نـــداری؟








دل آشفته ی من! از چه شکایت داری؟
تو که عمریست به این فاصله عادت داری!
دل من کلبه ی عشقی ست که بی شک در آن
چه بخواهی، چه نخواهی، تو سکونت داری...



بهانه گیر زبان نفهم !
دلم را می گویم...
آخر تـــو را از کجا برایش بیاورم...؟!

نیستی...
و اتفاق های سـاده ،
تـلـــــخ می افـتنــد.....

چندیست که آشفته ام ای یار جوانـم!
برگــرد و از این حال پریشــان برهانم
از قصّه ی چشــمان تو دل کندن و رفتن
هرگــز نتــوانم، نتوانم، نتوانم!



از تمام عشقمان، فاصله اش سهم من است
هرکجا می روم از قصّه ی عشقی سخن است
چاره ای نیست! به رویای تو عادت دارم!
این، همان سخت ترین قسمت عاشق شدن است

این بنــد دل آدم کجاست؟!
که گاهی با یــک
اســم
نــگــاه
با حضور یــک نــفر
وبا یک لبــخنــد
"پــاره مــیشود"....!؟!!
......یــ ــک کوچـــ ــه ی بـــ ــن بستـــــ میـــ ــخواهـــد
.....و یـــــــ ـک باران نــــــم نـــــــم
.....و یـــــــــ ـک "خـــــــــــدا"
....که کمــ ــی باهـــ ـــم راه بــ ــرویـــــم .... همیـــ ــن!!

اینور جــاده منم اونور جــاده تویی
اونکه غمگــینه منم اونکه شــاده تویی
اینور جــاده منم که دوباره گم شدم
اونور جاده تویی مثل تکـــرار خودم
من نگاهم به توهه تو نگاهـــت به کجاست؟
روبرو دو راهیــه بگو راهــت به کجاست؟
واسه تو چه راحـــته که بدون من بری
حتی وقتی میدونی که خودت مقصــری
واسه من سخته چقد باور فاصلمون
وقتی از حرفای هم سر میره حوصلمون

.من را بگذار عشــــق زمین گیر کند
این زخم سراسیمه مرا پیر کند
بر مَسند آوار اگر جغد منم
باید که در این فاجعه پر پر بزنم
من زیستنم قصه ی مردم شده است
....یک ♥تو♥ وسط زندگی ام گم شده است....!
