یــک روز
یــــک روز مـــرگ را
مثــل روسری حریــــر آبـــی ام بر ســر میکنم
و تـــو میــخنـــدی و میـــگویــی:
چـــقـدر مـــردن بــه تـــو مــی آیـــد.........

+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۰۳ ساعت 21:3 توسط حوریا
|
چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین